مير سيد شريف راقم سمرقندى
49
تاريخ راقم ( فارسى )
رباعى در ماتم او دهر بسى شيون كرد * لاله همه خون ديده در دامن كرد گل جيب قباى ارغوانى بدريد * قمرى نمد سياه در گردن كرد و از ميرزا بايسنغر سه پسر ماند ، ميرزا علاء الدّوله و ميرزا محمد سلطان و ميرزا بابر . احوال هر يك ذكر خواهد يافت . تاريخ وفات شاه قاسم انوار قدّس سرّه قطب الابرار ، غوث الاخيار ، حضرت شاه قاسم انوار . اصل نام ايشان معين الدّين على بوده آن سرمست شراب الهى از قريهء سرخاب تبريز است . در اوقات سه سالگى كه اوايل فصول عالم طفوليت است غنچهء دلش از مهبّ عنايت بىغايت الهى شكفته گشته و گلبن نورسته رياض رياضت را به درجهء كمال رسانيده . گويند به مرتبهاى رسيده بودند كه در ايام كودك مزاجى عالم علم لدنى گرديدهاند چنانچه درين دو بيت اشارت فرمودند : نظم مرا علم ازل در سينه دادند * عجب علمى ولى درسى ندادند مرا سه ساله حالى گشت معلوم * كه شيخ چله را در سينه دادند در ايّام سلطنت شاهرخ ميرزا آن هدايت پناه جاده سالكان مستقيم سلوك را قافله سالار بوده در اول شهر ربيع الاخر در تاريخ 837 آن سالك راه حضرت إله سراى بىاستقامت دنيا را پدرود كرده روى توجه به دار آخرت كه منزل مقصود است آورده . مزار فيض آثار آن حضرت در خرجرد جام است . تاريخ چراغ محفل اقطاب قاسم انوار * صفاى باطن او حق ز نور پاك سرشت كسى كه لوح صفاتش به چشم عقل آورد * سواد صفحهء آئينه است صورت زشت به گوش هاتف غيب از زبان رضوان گفت * حساب سال وفاتش بجوز « عين بهشت » ديگرى چنين فرموده : تاريخ قاسم انوار قطب اين زمان * در سپهر معرفت بود آفتاب